چرا سکوت!!
خدایا می شنوی حرف های مرا ؟!
درک می کنی احساسات این قلب زخم خورده مرا !!؟
چرا سکوت؟!
چگونه باید بشنوم پاسخت را دربرابر این دل صبور؟!
نظرات شما عزیزان:

جز تو کسی چیزی از اشعارم نمیفهمد
کشف جدید روزگار ما تو هستی که
برق نگاهت را ادیسون هم نمیفهمد!
سیلاب عشق تو بیاید، حکم ویرانیست
سیل است دیگر... بارش نمنم نمیفهمد
من کشتهی عشق تو خواهمشد، ولی افسوس
هویّت سهراب را رستم نمیفهمد
کلّ شکایتهای من تنها همین جملهست:
معشوقهای که دوستش دارم... نمی فهمد!
پاسخ:حال مرا عالم نمیفهمد

کاش می شد چشم خود را بر حقایق باز کرد
قفلِ غم را از تن سرد دقایق باز کرد
یادِ آن لحظه که او یک دم کنار من نشست
جمله ای گفت و گره از قلب عاشق باز کرد!
پاسخ:گره از قلب عاشق باز کرد

تابلو ؛ نقاش را ثروتمند کرد.
شعر ِشاعر به چند زبان ترجمه شد.
کارگردان جایزه ها را درو کرد...
و هنوز سر همان چهار راه واکس میزند
کودکی که بهترین سوژه بود
پاسخ:نمیدونم چی بگم درباره این سوژه

درد دل هایــم رابــرده ام پیش خــــدا …
پاسخ:مرسی نازی

پدرم!
در این تاریکی شب که سوسوی چراغی همدم و مونسم گشته است از تو مینویسم....
از تو که حدیث سکوت را در دلم به ترانه ای مبدل ساختی.
ای جلوه گاه خوبی ها....
تمام دفترهایم به خاطر تو ورق خورده اند.
لحظه ای در کنار آوارخانه آمالم به نظاره دردهایم بایست تا برایت از روح طوفانی خویش بگویم.
کاش لبخندهای تلخ مرا در قاب کهنه ای بر دیوار قلبت می آویختی تا همیشه از لبخندهایم تلاطم امواج یک شوق را بخوانی.
بدان که دیگر واژه تازه ای برای سرودن ندارم.
دوستت دارم پدر......تا آخر دنیا.
پاسخ:دوستت دارم پدر

همچون پرنده اى باش که بر روى شاخه اى سست
آواز میخواند
شاخه میلرزد ولى پرنده میخندد،زیرا که به قدرت پرواز خود ایمان
دارد
پاسخ:ممنون محمد

غم انگیز است….
شب از پهلویی به پهلوی دیگر شوی
ببینی تاریکی
از جای خود تکان نخورده است!
پاسخ:مرسی

چندان هم مهم نیست اگر هیچ از دنیا نداشته باشم
همین مرا بس که کوچه ای باشد و باران
وخدایی که زلال تر از باران است
پاسخ:و خدایی کهزلال تراز باران است ممنون نادیا

دلم یک دلِ سیر صبح میخواهد...
[
پاسخ:مرسی

انسان مجموعه ای از آنچه که دارد نیست ؛
بلکه انسان مجموعه ای است از آنچه که هنوز ندارد، اما می تواند داشته باشد . . .
پاسخ:دقیقا ممنون از حضورت گرامی